پرسه

در پس‌کوچه‌های خیال

پرسه

در پس‌کوچه‌های خیال

آهنگِ بارشِ یک‌تکه آسمان

يكشنبه, ۲۵ شهریور ۱۳۹۷، ۰۲:۱۶ ب.ظ

سیاه‌تر، بزرگتر، دلگیرتر. ابری بدقواره به دیوار نیم‌ریختهٔ آسمان آویخته شده. شبیه به یک یأس آلوده که در دست آشنای نقاشْ آسوده. و آن‌وهمِ تاریک تا آنجا که چشم کار می‌کند چه‌یکدست کشیده شده. 

هیچ‌روزنی نیست که برقی آن‌را بشکافد. هیچ رعدی نیست که پوستِ این‌سکوتِ وحشی را بخراشد. هیچ آسمانی نیست که بخواهد دیده شود.

نیمه‌شب شد. ماه هرگز مرا نمی‌فریبد. نیمه‌شب است. ماهِ من دستش را بر سرِ آسمان می‌کشد. آسمان از شرم خود سرخ می‌شود. شهر، نم نم به آغاز یک سفمونی دست می‌زند.

ای شاهکار نوازش، ای قدیم‌ترین لحن، گوش من عمری است این‌نوای فنا را به انتظار نشتسه. و تو دوباره شاخۀ نیم‌مردۀ زمان را بر روی صورتِ زمین خم می‌کنی.

من باریدنی نبودم. تو تراویدی و من جان گرفتم. و بعدها من واژه شدم، باریدم، به پایان رسیدم و در غزلی تمام خود را به تو تقدیم کردم.

غزل، چارپاره، نثر یا قطعه. من به شکل های مختلفی دوستت دارم. اما غالبا به شکل یک جملهٔ بی نهاد و بی گزاره.


موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۷/۰۶/۲۵
عین. رسوا

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی